پرسش وپاسخ ازحضرت امیر المؤمنین علی×،

Print Friendly and PDF

بسم الله الرحمن الرحیم

پرسش وپاسخ ازحضرت امیر المؤمنین علی×،

«کتاب: اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام »      828     از كتاب نوادر

57- احمد بن عامر طائى گويد: حضرت رضا عليه السلام از پدرانش از حسين بن على عليهم السلام روايت كرده كه على عليه السلام در جامع كوفه بودند در اين هنگام مردى از اهل شام رسيد و گفت: يا امير المؤمنين ميخواهم از شما مسائلى بپرسم.

فرمود: براى فهميدن بپرس و از روى اشتباه كارى و تلبيس سؤال نكن، در اين وقت مردم متوجه مرد شامى شدند، و او نخست پرسيد اولين مخلوقات خداوند چه بود؟

على عليه السلام فرمود: نخستين مخلوق خداوند نور بود: پرسيد خداوند آسمان‏ها را از چه چيز خلق كرد؟

فرمود: از بخار آب، پرسيد زمين را از چه چيز آفريد، فرمود: از قشرهاى روى آب: پرسيد كوه‏ها را از چه آفريد؟

فرمود: از امواج، پرسيد چرا مكه را ام القرى گفتند، فرمود: براى اينكه زمين را از زير آن پهن كردند.

پرسيد چرا گاو هميشه چشمش بطرف زمين است: و سرش را بطرف آسمان بلند نميكند، فرمود: از هنگامى كه قوم موسى گوساله را پرستيدند وى شرم دارد سرش را بطرف آسمان بلند كند.

پرسيدم كدام كس جمع بين دو خواهر كرد و دو خواهر را به نكاح در آورد؟ فرمود: يعقوب بن اسحاق دو خواهر بنام حبار و راحيل را تزويج كرد

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 829

و بعد از آن حرام شد، و خداوند متعال فرمود: وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ‏ پرسيد جزر و مد دريا چيست؟

على عليه السلام فرمود: فرشته‏اى از فرشتگان خداوند بنام رومان بر درياها موكل است، هر گاه آن فرشته پايش را در دريا گذارد دريا بالا مى‏آيد، و هر گاه پايش را بيرون كشد آب فرو مينشيند.

پرسيد اسم پدر جن چيست؟ فرمود: شومان از آتش خلق شده است، پرسيد آيا خداوند پيغمبرى براى جن فرستاده است؟

فرمود: آرى خداوند پيغمبرى براى جن فرستاد كه نامش يوسف بود، جن او را كشتند، پرسيد، نام شيطان چيست و در آسمان به چه نامى مشهور بود فرمود: ابليس نامش حارث بود، پرسيد چرا آدم را آدم گفتند؟ فرمود:

براى اينكه او را از زمين خلق كردند پرسيد چرا ميراث مرد دو برابر زن شد؟.

فرمود: چون آدم در بهشت دو دانه گندم و حواء يك دانه خورد از اين جهت ميراث مرد دو برابر شد.

پرسيد خداوند كداميك از پيغمبران را مختون خلق كرد؟ فرمود: آدم و فرزندش شيث، ادريس، نوح، سام بن نوح، ابراهيم، داود، سليمان، لوط، اسماعيل موسى، عيسى و محمد عليهم السلام.

پرسيد آدم چند سال عمر كرد؟ فرمود نهصد و سى و سه سال.

پرسيد نخستين كسى كه شعر گفت كدام كس بود؟ فرمود آدم.

پرسيد شعرش چه بود: فرمود: هنگامى كه بر زمين فرود آمد و وسعت زمين‏

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 830

را مشاهده كرد، و قابيل هابيل را كشت، آدم عليه السلام گفت:

تغيرت البلاد و من عليها

 

فوجه الارض مغبر قبيح‏

تغير كل ذى طعم و لون‏

 

و قل بشاشة الوجه المليح‏

أرى طول الحياة على غما

 

و هل أنا من حياتى مستريح‏

و مالى لا أجود بسبك دمع‏

 

و هابيل تضمنه الضريح‏

قتل قابيل هابيلا أخاه‏

 

فوا حزنى لقد فقد المليح‏

     

شيطان در پاسخ او گفت:

تنح عن البلاد و ساكنيها

 

فبي في الخلد ضاق بك الفسيح‏

و كنت بها و زوجك في قرار

 

و قلبك من أذى الدنيا مريح‏

فلم تنفك من كيدى و مكرى‏

 

الى أن فاتك الثمن الربيح‏

و بدل أهلها أثلا و خمطا

 

بحبات و أبواب منيح‏

فلولا رحمة الجبار أضحى‏

 

بكفك من جنان الخلد ريح‏

     

پرسيد چند سال در فراق بهشت گريه كرد و چه مقدار اشك از ديدگانش جارى گرديد؟.

فرمود: آدم صد سال گريه كرد و از چشمهايش مانند دجله و فرات آب جارى شد، پرسيد آدم چند حج به جاى آورد؟.

فرمود: هفتاد حج پياده و نخستين حجى كه به جاى آورد زاغ او را راهنمائى ميكرد و محل‏هاى آب را به او نشان ميداد، و زاغ همراه او از بهشت بيرون شده بود، و از اين جهت از خوردن او نهى شده است.

پرسيد چرا وى راه نميرود؟ فرمود: آن حيوان مدت‏ها در بيت المقدس‏

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 831

گريه مي كرد، و با آدم نيز گريه ميكرد، و از اين جهت در منازل سكنى گزيده است، و نه آيه از قرآن مجيد كه آدم در بهشت آن‏ها را قرائت مينمود با او همراه است و اين آيه‏ها تا روز قيامت با او خواهد بود، سه آيه از اول سوره كهف، و سه آيه از سبحان الذى أسرى، كه اول آن‏ «وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ» ميباشد، و سه آيه از يس كه‏ وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا باشد.

پرسيد نخستين كسى كه كافر شد و كفر را تأسيس كرد كه بود؟ فرمود: ابليس لعنة اللَّه عليه بود.

پرسيد اسم نوح چه بود؟ فرمود: نام نوح عليه السلام «سكن» بود و چون مدت هزار سال بر قومش گريه كرد از اين رو وى را نوح گفتند.

پرسيد كشتى نوح عرض و طولش چه اندازه بود؟ فرمود: طول كشتى نوح هشتاد زرع و عرض آن پانصد ذرع و ارتفاعش هشتاد ذرع بود.

بعد از اين آن مرد نشست و مرد ديگرى برخاست و گفت: يا امير المؤمنين نخستين درختى كه در زمين كاشته شده كدام درخت بود؟ فرمود كدو.

پرسيد نخستين كسى كه از اهل آسمانها حج به جاى آورد كه بود؟ فرمود:

جبرئيل.

پرسيد اولين بقعه‏اى كه بعد از طوفان در زمين پديد آمد كجا بود.

فرمود: كعبه كه از يك زبرجد سبز بود، پرسيد گراميترين وادى در روى زمين كجا است، فرمود: سرزمينى كه او را سرنديب گويند و آدم از بهشت در آنجا

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 832

سقوط كرد.

پرسيد بدترين وادى روى زمين كجا است؟ فرمود: سرزمين برهوت كه در يمن است، و آن جا يكى از وادى‏هاى جهنم ميباشد.

پرسيد آن كدام زندان بود كه با زندانى خود حركت ميكرد؟ فرمود: آن شكم ماهى بود كه يونس را با خود حمل ميكرد.

پرسيد آن شش موجودى كه در رحم زنى و يا حيوانى قرار نگرفتند كدام افراد بودند؟ فرمود: آدم، حواء، گوسفند ابراهيم، ناقه صالح، عصاى موسى، و خفاشى كه عيسى (ع) ساخت و به اذن پروردگار پرواز كرد.

پرسيد آن كدام چيزى بود كه بر وى دروغ بسته شد و آن از جن و انس نبود؟ فرمود: آن گرگى بود كه برادران يوسف او را متهم كردند يوسف را خورده است.

پرسيد آن كدام كس بود كه بر وى وحى نازل شد و از جن و انس هم نبود؟

فرمود: آن زنبور عسل بود كه خداوند بر وى وحى فرستاد.

پرسيد پاك‏ترين محل روى زمين كه در آن نماز جائز نيست كجا است؟

فرمود: بام كعبه است.

فرمود آن كدام محل بود كه ساعتى آفتاب بر آن تابيد و ديگر بر آنجا نخواهد تابيد، فرمود: آن درياست كه براى موسى از هم شكافته شد و آفتاب بر آن تابيد و ديگر آفتاب آن جا را نخواهد گرفت.

پرسيد آن چيز زنده كه خوراك يك مرده شد چه بود؟ فرمود: عصاى موسى بود.

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 833

پرسيد آن كسى كه انذار كرد در حالى كه نه از انس بود و نه از جن، فرمود:

آن مورچه بود.

پرسيد: آن كسى كه براى نخستين بار فرمان ختنه داد كه بود؟ فرمود:

حضرت ابراهيم (ع) بود.

پرسيد: نخستين زنى كه ختنه شد كه بود؟ فرمود: هاجر مادر اسماعيل، فرمود: نخستين زنى كه دامن خود را بر زمين كشيد كه بود؟ فرمود: هاجر هنگامى كه از ساره فرار ميكرد.

پرسيد نخستين مرديكه دامنش را كشيد كه بود؟ فرمود قارون بود.

پرسيد اولين كسى كه نعلين پوشيد كه بود، فرمود: حضرت ابراهيم.

پرسيد گراميترين مردم از جهت نسب كه بود؟ فرمود: يوسف بن يعقوب صديق پروردگار.

پرسيد آن شش نفر پيغمبر كه دو نام داشتند كدام افراد بودند، فرمود يوشع ابن نون كه نامش ذو الكفل بود، و يعقوب كه نامش اسرائيل بود، و خضر كه نامش حلقيا بود و يونس كه نامش ذو النون بود، و عيسى كه مسيح بود، و محمد كه احمد بود.

پرسيد آن چيست كه تنفس ميكند در صورتى كه گوشت و خون ندارد؟ فرمود آن صبح است در حالى كه نفس مى‏كشد.

پرسيد آن پنج پيغمبر كه بزبان عربى سخن گفتند كدام پيغمبران بودند؟

فرمود آنان عبارتند از: هود، شعيب، اسماعيل و محمد.

آن مرد نشست و مردى ديگر برخاست و گفت: يا امير المؤمنين آيه شريفه‏

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 834

يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ، وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ‏ را بيان فرمائيد.

على عليه السلام فرمود قابيل از هابيل فرار ميكند، موسى از مادرش فرار ميكند، ابراهيم از پدرى كه او را تربيت كرد نه پدر حقيقى فرار ميكند، لوط از زنش فرار ميكند، نوح از پسرش فرار ميكند.

پرسيد نخستين كسى كه با مرگ ناگهانى درگذشت كه بود فرمود داود كه روى منبرش درگذشت.

پرسيد آن كدام چهار چيز است كه از چهار چيز سير نميگردند؟ فرمودند: زمين از باران، ماده از نر، چشم از ديدن، و عالم از دانش.

پرسيد نخستين كسى كه سكه زد كه بود؟ فرمود: نمرود بن كنعان كه بعد از نوح عليه السلام سكه زد.

پرسيد اولين كسى كه عمل قوم لوط را انجام داد كه بود؟ فرمود: شيطان كه خود را در اختيار ديگران گذاشت و راه فساد را به مردم ياد داد.

پرسيد معنى صداى كبوتران راعبى چيست؟ فرمود: بر مغنيان و مطربان نفرين مى‏كند.

پرسيد كنيه براق چيست؟ فرمود: ابو هلال.

پرسيد چرا تبع ملك را تبع گفتند؟ فرمود براى اينكه جوانى نويسنده بود و براى ملك نامه مينوشت.

هنگامى كه نامه مينوشت در آغاز نامه «بسم اللَّه الذى خلق صبحا و ريحا»

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 835

مينوشت ملك گفت: بنويس و در آغاز نامه اسم ملك رعد را يادداشت كن، تبع گفت: من فقط نام خداى خود را خواهم نوشت و سپس مطالب شما را در دنبال آن خواهم آورد.

خداوند عز و جل در اثر اين مجاهدت سلطنت آن ملك را به او داد، و مردم هم از وى متابعت كردند و از اين جهت او را تبع گفتند.

پرسيد چرا بز، دم ندارد و عورتش مكشوف است؟ فرمود ماعز در كشتى از نوح نافرمانى كرد و نوح او را بيرون افكند و از اين جهت دمش آسيب ديد، و ليكن ميش چون اطاعت كرد و خود وارد كشتى شد، نوح از وى خوشش آمد و دست بر بدن و صورت او كشيد.

پرسيد اهل بهشت با چه زبانى سخن ميگويند؟ فرمود بزبان عربى سخن ميگويند.

پرسيد دوزخيان با چه زبان حرف ميزنند؟ فرمود: به زبان مجوسيان سخن ميگويند.

وى در جاى خود نشست و مرد ديگرى برخاست و گفت: يا امير المؤمنين چرا روز چهار شنبه شوم است و ما از آن تطير ميكنيم و آن كدام چهار شنبه ميباشد؟.

فرمود: چهار شنبه آخر ماه در آن روز قابيل هابيل را كشت، روز چهار شنبه حضرت ابراهيم عليه السلام را در آتش انداختند، روز چهار شنبه خداوند فرعون را غرق كرد.

روز چهار شنبه پروردگار قريه لوط را خراب فرمود و آن‏ها را هلاك ساخت،

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 836

روز چهار شنبه خداوند متعال باد را فرستاد و قوم عاد را هلاك كرد و روز چهار شنبه آنان تار و مار شدند.

روز چهار شنبه خداوند پشه را بر نمرود مسلط ساخت و او را هلاك نمود، روز چهار شنبه موسى مورد تعرض فرعون قرار گرفت و فرعون خواست او را بكشد، و روز چهار شنبه سقف بر آنها فرود آمد و هلاك شدند.

روز چهار شنبه فرعون امر كرد تا كودكان بنى اسرائيل را بكشند، روز چهار شنبه بيت المقدس خراب شد، روز چهار شنبه مسجد سليمان در استخر فارس آتش گرفت، روز چهار شنبه يحيى بن زكريا كشته شد، روز چهار شنبه نخستين عذاب بر قوم فرعون سايه افكند.

روز چهار شنبه خداوند قارون را بر زمين فرو برد، روز چهار شنبه ايوب گرفتار شد و مال و فرزندان او مردند، روز چهار شنبه يوسف را به زندان افكندند.

روز چهار شنبه خداوند متعال فرمود: أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ‏ روز چهار شنبه ناقه صالح را پى كردند، روز چهار شنبه صيحه آسمانى آنها را نابود كرد.

روز چهار شنبه از آسمان سنگ باريد، روز چهار شنبه مشركين دندانهاى حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را شكستند، روز چهار شنبه عمالقه تابوت را گرفتند.

58- حضرت رضا عليه السلام از پدرانش از على عليهم السلام روايت كرده كه فرمود: افرادى هستند با شوق لباس ميبافند در حالى كه همان لباس كفن آنها مى‏شود، و خانه‏اى ميسازند كه در آن سكونت كنند و همان خانه محل دفن آنها

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 837

ميگردد.

59- حسن بن على بن فضال گويد: حضرت رضا عليه السلام از پدرانش از حسين بن على عليهم السلام روايت كرده كه فرمود: هنگامى كه وفات امام حسن مجتبى عليه السلام فرا رسيد آن جناب گريه ميكرد.

گفتند: يا ابن رسول اللَّه چرا گريه ميكنى تو فرزند رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ميباشى و پيغمبر در باره تو مطالبى گفته، و علاوه بيست بار پياده حج بجا آورده‏اى و سه بار ثروت خود را ميان فقراء تقسيم كرده‏اى.

فرمود: من از دو چيز گريه ميكنم، يكى وحشت مرگ و ديگرى دورى از دوستان.

60- احمد بن حسن ميثمى گويد: گروهى در نزد حضرت رضا عليه السلام بودند و در مورد روايات متنازعه كه از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله رسيده گفتگو ميكردند، در اين مورد از امام رضا عليه السلام سؤال شد.

فرمود: خداوند متعال اشيائى را حلال و اشيائى را حرام فرموده است، و اشيائى را نيز واجب گردانيد، و اينك اگر حديثى وارد شده كه حرامى را حلال و يا حلالى را حرام و يا واجبى را دفع كند بايد در اين مورد ناسخى باشد و اگر چنانچه از كتاب خدا ناسخى نباشد آن حديث قابل عمل نيست.

زيرا رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله حرامى را حلال و يا حلالى را حرام و يا يكى از واجبات خداوند را تغيير نميدهد و احكام رد و بدل نميكند، پيغمبر اكرم فقط احكام را از طرف خداوند ابلاغ ميكند و مردم ملزم هستند فرمايشات و

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 838

دستورات خداوند را عمل كنند، و قرآن مجيد هم فرمود: إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى‏ إِلَيَّ*.

پس بنا بر اين حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فقط مجرى اوامر خداوند بوده و تبليغ رسالت كرده است.

راوى گويد: عرض كردم: از شما حديثى از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله ميرسد كه آن حديث در قرآن نيامده است، و ليكن در سنت هست، بار ديگر خلاف حديث اول نيز وارد ميگردد.

فرمود: پيغمبر اكرم از چيزهائى نهى كرد و نهى او با كتاب خدا موافقت كرد، و به چيزهايى امر فرمود و آن اوامر جزء واجبات شد و اين واجبات با فرائض خداوند متعال در قرآن مجيد موافق درآمد.

اگر از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در موردى نهى حرام وارد شد. و بار ديگر خلاف آن رسيد آن روايت خلاف قابل عمل نيست، و همان طور است اگر در موردى امرى صادر شده و سپس خلاف آن وارد شود، ما بر خلاف حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله حكمى صادر نميكنيم و اگر پيغمبر در موردى امر كرده و يا نهى نموده باشد ما بر خلاف آن جناب به حرمت و يا حليت آن رأى نخواهيم داد.

اگر ضرورتى ايجاب كند و يا موضوع خوف در ميان باشد بطور اضطرار و موقت ميتوان حلالى را حرام و يا حرامى را حلال كرد. ما تابع حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله ميباشيم، همان طور كه نبى اكرم نيز از خداوند متعال متابعت ميكردند، پروردگار ميفرمايد ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 839

حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله از چيزهائى نهى فرموده و ليكن نهى حرمت نيست، بلكه نهى كراهت ميباشد، و به چيزهائى امر فرموده و آن اوامر وجوبى نيستند، بلكه امر ارشادى و رجحانى است، و مردم در انجام اين اعمال رخصت دارند، و اتيان آن كارها و يا ترك آنها در اختيار مكلف است.

اگر از ناحيه ما دو خبر در يك مورد رسيد و موضوعى را نهى ميكرد، و هر دو خبرهم صحيح بودند، و كسى بر آنها اعتراض نداشت، در اين صورت بايد به مضمون آن دو حديث عمل كرد، و يا يكى از آنها را گرفت، و بايد برسول خدا (ص) تسليم شد و اگر كسى به اين حديث عمل نكند عناد ورزيده و از دستور پيغمبر سرباز زده است و به خداوند متعال شرك آورده و كافر شده است.

اگر دو خبر مختلف براى شما رسيد آن خبر را به كتاب خداوند عرضه كنيد، و اگر با حلال و حرام خداوند در كتاب موافقت كرد، از آن پيروى كنيد، و اگر در قرآن پيدا نشد با سنت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله تطبيق دهيد.

اگر با اوامر و يا با نواهى حضرت رسول موافقت كرد مورد عمل قرار دهيد، و اگر حديث مورد نظر با منهيات مكروه مخالفت كرد در اين صورت مكلف رخصت دارد و ميتواند به هر يك از آن دو خبر عمل كند.

مكلف بايد در اين مورد از باب تسليم و متابعت سنت پيغمبر رفتار كند و حقيقت آن را به حضرت رسول و شارع مقدس برگرداند، و اگر چنانچه آن حديث مخالف، با هيچ يك از آن‏ها موافقت نداشت، آن حديث را به ما برگردانيد و از روى رأى و اجتهاد خود عمل نكنيد، و سكوت و عدم تفحص خود را حفظ كنيد تا از طرف ما بيان اين گونه روايات برسد و واقعيت آن معلوم گردد.

61- حضرت رضا عليه السلام از رسول خدا (ص) روايت كرده كه فرمود:

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 840

هنگامى كه مرا به آسمان‏ها بردند در آسمان سوم مشاهده كردم مردى نشسته يك پايش در مشرق و يك پايش در مغرب بود، در دستش لوحى بود كه به او نگاه ميكرد و سرش را تكان ميداد.

پرسيدم اى جبرئيل اين كيست؟ فرمود: اين ملك الموت ميباشد.

62- حضرت رضا عليه السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود: روز قيامت خداوند متعال به ملك الموت ميفرمايد: به عزت و جلال خودم سوگند طعم مرگ را به تو خواهم چشانيد، همان طور كه بندگان مرا طعم مرگ چشانيدى.

63- حضرت رضا عليه السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود: بار خدايا براى امت من در صبح روزهاى شنبه و پنجشنبه بركت قرار بده.

64- حضرت رضا عليه السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود: پيغمبر اكرم روز پنجشنبه مسافرت ميفرمود و ميگفت: در روز پنجشنبه اعمال بندگان را به پيشگاه خداوند عرضه ميدارند.

65- حضرت رضا عليه السلام از امير المؤمنين سلام اللَّه عليه روايت كرده كه فرمود: كسى كه دوست دارد باقى باشد در صورتى كه بقائى وجود ندارد، بايد صبح از خواب بيدار شود، و كفش خوب- و گشاد- در پاى خود كند و لباسهاى سبك در بر بركند و كمتر با زنان درآميزد.

66- حضرت رضا (ع) از امير المؤمنين سلام اللَّه عليه روايت كرده كه فرمود:

طاعون مرضى است كه آدمى را زود هلاك ميكند.

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 841

67- حضرت رضا عليه السلام فرمود: على عليه السلام از رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود: اى بنى هاشم شما بعد از من مستضعف خواهيد شد.

68- حسن بن عبد اللَّه رازى از امام رضا عليه السلام روايت كرده كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: دو نفر و بيش از آن در حكم جماعت مى‏باشند.

69- حسن بن عبد اللَّه رازى گويد: حضرت رضا (ع) روايت ميكرد كه على (ع) فرمودند: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به عمار ياسر فرمودند: اى عمار گروه ستمكاران ترا خواهند كشت.

70- حضرت رضا از على عليه السلام روايت كرده كه رسول خدا (ص) فرمود:

سلمان از ما اهل بيت ميباشد.

71- حسن بن عبد اللَّه رازى از حضرت رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: ابو ذر يكى از راستگويان اين امت است.

72- حضرت رضا عليه السلام از على بن ابى طالب سلام اللَّه عليه روايت كرده كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: هر كس يك مارى را بكشد مثل اينكه كافرى را كشته است.

73- حضرت رضا از على عليهما السلام روايت كرده كه حضرت رسول (ص) فرمود: خداوند متعال بلاء را از كوفه دفع ميكند همان طور كه خيمه‏هاى پيغمبرش را

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 842

از بليات دفع مينمايد.

74- حضرت رضا از على عليهما السلام روايت ميكند كه فرمود: هر كس شفاعت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را منكر شود به شفاعت آن جناب نخواهد رسيد.

75- حسن بن عبد اللَّه رازى از حضرت رضا عليه السلام روايت كرده كه على عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: عمار با حق است و با حق در ميان دو دسته جنگ ميكند، يكى از آن دو دسته بر سنت و روش من هستند، و دسته ديگر از دين خارج ميباشند.

76- دارم بن قبيصه از حضرت رضا از پدرانش عليهم السلام از جابر بن عبد اللَّه روايت كرده كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله در قبه آدم تشريف داشتند مشاهده كردم بلال حبشى بيرون شد و مقدارى از زيادى آب وضوى پيغمبر در دستش بود.

مردم دويدند و آن آب را از او گرفتند و هر چه دستشان رسيد به صورت خود كشيدند، و هر كس از آن آب چيزى به دستش نرسيد از دست رفيقش گرفت، و به صورت خود كشيد، و همين طور با زيادى آب وضوء امير المؤمنين عليه السلام عمل ميشد.

77- دارم بن قبيصه از حضرت رضا از پدرانش عليهم السلام روايت كرده كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود:

هر كس مؤمنى را خوار كند و يا تحقيرش نمايد، و يا به جهت فقر و تنگدستى به او اعتناء نكند، خداوند متعال روز قيامت او را در روى پل صراط در بين مردم‏

اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 843

مشهور ميكند.

78- دارم بن قبيصه از حضرت رضا از پدرانش عليهم السلام روايت كرده كه حضرت رسول (ص) فرمود: خداوند متعال به فرشتگان موكل بر مردم وحى ميفرستد كه زلات و گناهان بندگان مرا بعد از عصر ننويسيد.

79- موسى بن نصر رازى گويد: از حضرت رضا عليه السلام در مورد حديث «أصحابى كالنجوم بأيهم اقتديتم اهتديتم» سؤال شد، و هم چنين از حديث «دعوا لى أصحابى».

فرمود: اين حديث درست است. مقصود آن اصحاب و يارانى هستند كه دين را تغيير و تبديل نداده باشند، سؤال شد از كجا بدانيم كه اصحاب آن حضرت در دين تغيير و تبديل نداده‏اند؟!.

فرمود: آنها روايت ميكنند كه گروهى از ياران و اصحاب آن حضرت را به حوض كوثر راه نميدهند، و به آن جناب ميگويند: تو نميدانى آنها بعد از تو در دنيا بدعت‏ها ايجاد كردند و دين را تغيير و تبديل نمودند، بعد آنها را بطرف شمال ميبرند و من در آن هنگام ميگويم، دور باشند اين اصحاب و نزديك من نباشند.

پس معلوم شد كه مقصود از اين اصحاب كسانى هستند كه در دين بدعت ننهاده باشند.

80- فضل بن شاذان گويد: مامون از حضرت رضا عليه السلام درخواست كرد كه عقائد خالص و صحيح اسلام را براى او بنويسد، و موضوع را باختصار و ايجاز بيان كند، امام رضا عليه السلام نوشت: عقيده خالص دين مقدس اسلام‏

 

 

 

نظرات

ارسال نظر

ایمیل شما قابل مشاهده عموم نخواهد بود