سخنان امام حسین «ع» ازمدینه تاکربلا

Print Friendly and PDF

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنان امام حسین «ع» ازمدینه تاکربلا

                      يكى از بارزترين فضائل امام دربیان خودش حسین«ع»

شروع سخنان آن حضرت با يكى از بارزترين فضائل آن حضرت آغاز می شود ((اِنَّا اَهْلُ بَيْتِ النُبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ((اَيُّهَا اْلاَ ميرُ اِنّا اَهْلُبَيْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفُ الْمَلائكَةِ وَمَهْبَطُ الرَّحْمَةِ بِنافَتَحَ اللّه وبِنا يَخْتِمُ.

وَيَزيدُ رَجُلٌ شا رِبُ الْخَمْرِ وَقاتِلُ النَّفْسِ الْمُحْتَرَمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَمِثْلى لايُبايِعُ مِثْلَهُ وَلكِنْ نُصْبِحُ وَتُصْبِحُونَ وَنَنْظُرُ وَتَنْظُرُونَ اَيُّنا اَحَقُّ بِالْخِلافَةِ وَالْبَيْعَةِ)) و ختم آن نيز با يكى از زيباترين مناجات آن عزيز فاطمه علها سلام ((اَللّهُمَّ مُتَعالَى الْمَكانِ عَظيمِ الْجَبَروُتِ)) مى باشد بلكه هر برگى از اين یاداشت كه حاوى سخنى از سخنان آن حضرت است از نظر اهل دل، دفترى است از فضيلت و هر صفحه اى از آن از نظر اهل فضل و دانش كتابى است از بيان شخصيت و عظمت او.

نامه امام «ع» به محمد حنفیه

بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحيم مِنَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىّ اِلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي وَمَنْ قِبَلَهُ مِنْ بَنِى هاشِمٍ، اَمّا بَعْدُ: فَاِنَّ مَنْ لَحِقَ بِى اِسْتَشْهَدَ وَمَنْ تَخَلَّفَ لَمْ يُدْرِك الْفَتْح وَالسَّلام

از حسين بن على به محمد بن على و افراد ديگر خاندان هاشم كه در نزد وى هستند. اما بعد: هريك از شما كه در اين سفر به من ملحق شود به شهادت نايل خواهد گرديد و هريك از شما كه از همراهى با من خوددارى ورزد به فتح و پيروزى دست نخواهد يافت.

والسلام

اَلْحَمْدُللّه وَماشاءَاللّه وَلا قُوّة اِلاّ بِاللّه وصَلّى اللّه عَلى رَسُولِهِ،خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقلادَةِ عَلى جِيدِالفَتاةِ وَما اَوْ لَهَنِى اِلى اَسْلافى اِشْتِياقِ يَعْقُوبَ اِلى يُوسُفَ، خَيَّرلى مَصْرَعاً اَنَا لاقِيِه كَاَنَّى بِاَوْصالِى تَتَقَطَّعها عُسْلان الفَلَواتِبَيْنَ النّواويس وَكَرْبَلا فَيَمْلانَّ مِنِّى اَكْراشاً جوفاً وَاَجْرِبَة سُغْباًلامَحيصَ عَنْ يَوْمٍ خُطَّ بِالْقَلَمِ رِضَااللّه رِضانا اَهْل البَيْتِ نَصْبِرُ عَلى بَلائِهِ وَيُوَفِّينا اُجُورَالصّابِرِينَ، لَنْ تُشذَّ عَنْ رَسُول ِاللّه لُحْمَتُهُبَلْ هِىَ مَجْمُوعَةٌ لَهُ فى حظِيرَة الْقُدْسِ تُقَرُّبِهِمْ عَيْنُهُ، وَيُنْجَزُبِهِمْ وَعْدُهُ اَلا وَمَنْ كانَ فينا باذِلاً مُهْجَتَهُ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِاللّه نَفْسَهُ، فَلْيَرْحَل مَعَنا فَاِنَّى راحِلٌ مُصْبِحاً اِنْشاءَاللّه.

با نزديك شدن موسم حج كه مسلمانان و حجاج ، گروه گروه وارد مكه مى گرديدند در اوايل ماه ذيحجه امام مطلع گرديد كه به دستور يزيدبن معاويه ، عمروبن سعدبن عاص به ظاهر به عنوان امير حاج ولى در واقع به منظور انجام ماءموريت خطرناكى وارد مكه گرديده است و از سوى يزيد ماءموريت دارد در هر كجا و در هر نقطه اى از مكه كه امكان داشته باشد، امام را ترور كند، لذا آن حضرت تصميم گرفت به خاطر مصون ماندن احترام مكه ، بدون شركت در مراسم حج و با تبديل اعمال حج به عمره مفرده در روز سه شنبه هشتم ذيحجه از مكه به سوى عراق حركت كند.


امام قبل از حركت اين خطابه را در ميان افراد خاندان بنى هاشم و گروهى از شيعيان خويش كه در مدت اقامت آن حضرت در مكه بدو پيوسته بودند، ايراد فرمود:

 فرمود: سپاس براى خداست ، آنچه خدا بخواهد همان خواهد بود و هيچ نيرويى حكم فرما نيست مگر به اراده خداوند و درود خداوند بر فرستاده خويش .

مرگ بر انسانها لازم افتاده همانند اثر گردن بند كه لازمه گردن دختران است و من به ديدار نياكانم آنچنان اشتياق دارم مانند اشتياق يعقوب به ديدار يوسف و براى من قتلگاهى معين گرديده است كه در آنجا فرود خواهم آمد و گويا با چشم خود مى بينم كه درندگان بيابانها (لشكريان كوفه ) در سرزمينى در ميان نواويس و كربلا اعضاى مرا قطعه قطعه و شكمهاى گرسنه خود را سير و انبانهاى خالى خود را پر مى كنند. از پيشامدى كه با قلم قضا نوشته شده است ، چاره و مفرى نيست، بر آنچه خدا راضى است ما نيز راضى و خشنوديم . در مقابل بلا و امتحان او صبر و استقامت مى ورزيم و اجر صبر كنندگان را بر ما عنايت خواهد نمود. در ميان پيامبر و پاره هاى تن وى (فرز ندانش) هيچگاه جدايى نخواهد افتاد و در بهشت برين در كنار او خواهند بود؛ زيرا آنان وسيله خوشحالى و روشنى چشم پيامبر بوده و وعده او نيز (استقرار حكومت اللّه) به وسيله آنان تحقق خواهد پذيرفت

از مدينه تا مكه :

در پاسخ عمر اَطرف متن سخن

 ((حَدَّثَنى اَبى اَنَّ رَسُولَاللّه صلى الله عليه و آلهَ خْبَرَهُ بِقَتْلِهِ وَقَتْلِى وَاَنَّ تُرْبَتَهُ تَكُونُ

 بِالْقُرْبِ مِنْ تُرْبَتِى اَتَظُنُّ اَنَّكَ عَلِمْتَ مالَمْ اَعْلَمْهُ؟ وَاللّه لا اُعْطى الدَّنِيَّةَ مِنْ نَفْسى اَبَداً وَلَتَلْقَيَنَّ فاطِمَةُ اَباها شاكِيَةً مالَقِيَتْ ذُرِّيَّتُها مِنْ اُمَّتِهِ وَلا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ اَحَدٌ اَذاها فى ذُرِّيَّتها«8»
ترجمه و توضيح لغات:

پس از آنكه جريان مخالفت امام در موضوع بيعت و تصميم وى به مبارزه و حركت از مدينه منوره در ميان افراد معروف و مخصوصا در ميان خاندان و قوم و خويش آن حضرت معلوم گرديد، چند تن از آنانكه از وظيفه مقام امامت و رهبرى بى اطلاع بودند و در اثر علاقه اى كه به حفظ وجود امام عليه السلام داشتند به حضور آن حضرت رسيدند و سازش با يزيد را به امام پيشنهاد نمودند!


يكى از اين افراد ((عمر اَطرف )) فرزند اميرمؤ منان عليه السلام مى باشد كه بنابه نقل ((لهوف ))، موضوع را در حضور برادرش حسين بن على عليهما السلام اين چنين مطرح نمود:


برادر! برادرم حسن مجتبى از پدرم اميرمؤ منان عليه السلام بر من چنين نقل نموده است كه تو را به قتل خواهند رسانيد و من فكر مى كنم مخالفت تو با يزيد بن معاويه منجر به كشته شدن تو گردد و آن خبر تحقق پذيرد ولى اگر با يزيد بيعت كنى اين خطر برطرف خواهد گرديد و شما از كشته شدن مصون خواهيد ماند!
امام در پاسخ وى فرمود:((حَدَّثَنى اَبى ...؛)) پدرم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خبر كشته شدن خويش و همچنين خبر كشته شدن مرا براى من هم نقل نمود وپدرم در نقل خويش اين جمله را نيز اضافه نمود كه قبر من در نزديكى قبر او قرار خواهد گرفت ، آيا گمان مى كنى چيزى را كه تو مى دانى من از آن بى اطلاع هستم ؟ ولى به خدا قسم كه من هيچگاه به زير بار ذلت نخواهم رفت و در روز قيامت مادرم فاطمه زهرا از ايذا و اذيتى كه فرزندانش از امت جدّش ديده اند به جدّ خويش شكايت خواهد برد و كسى كه با اذيت فرزندان فاطمه زهرا - سلام اللّه عليها –موجب رنجش و اذيت وى گردد داخل بهشت نخواهد گرديد.
نتيجه :

امام عليه السلام در اين گفتگو و در پاسخ برادرش نه تنها از كشته شدن خويش - كه برادرش نيز از آن مطلع بود - سخن مى گويد بلكه از قسمتى از جزئيات اين موضوع نيز كه مستقيما از پدرش على عليه السلام و او از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده بود، خبر مى دهد و آن در نزديك هم قرار گرفتن قبر او و قبر پدرش امير مؤ منان عليه السلام است ، كه قبر على عليه السلام در كوفه و قبر حسين عليه السلام در كربلاست.

از مدينه تا مكه : در پاسخ ام سلمه «علیها السلام»
متن سخن :
((يا اُمّاه وَاَنَا اَعْلَمُ اَنِّى مَقْتُولٌ مَذْبُوحٌ ظُلْماً وَعُدْواناً، وَقَدْ شاءَ عَزَّوَجَلَّ اَنْ يَرى حَرَمِى وَرَهْطِى مُشَرَّدينَ وَاَطْفالى مَذْبُوحينَ مَاءْسُورِينَ مُقَيَّدينَ وَهُمْ يَسْتَغِيثُونَ فَلا يَجِدُونَ ناصِراً ...))(9)
ترجمه و توضيح لغات :
حَرَم - (به فتح حاء وراء): زن و فرزند. رَهْط: به مجموع قوم و خويش غير از همسر گفته مى شود. مُشَرَّد:(اسم مفعول از تشريد): پراكنده نمودن ، راندن شخص از وطن خويش . مَاءْسُورين :(جمع ماءسور مشتق است از ((اسر)): اسير شدگان . مُقَيَّدين :(اسم مفعول و جمع است از ماده ((قيد)): به زنجير كشيده شدگان . يَسْتَغِيثُونَ (از اِسْتِغاثة ): استمداد، يارى طلبيدن .
ترجمه و توضيح :
بنابه نقل مرحوم راوندى و بحرانى و محدثان ديگر هنگامى كه ام سلمه علیها السلام همسر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ز حركت حسين بن على عليهما السلام مطلع گرديد به حضورش آمده و عرضه داشت :((لا تحزنى بِخُروجِكَ اِلَى الْعِراقِ ...؛)) با حركت خود به سوى عراق مرا غمناك و محزون نگردان ؛ زيرا من از جدت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده ام كه مى فرمود فرزندم حسين در خاك عراق و در محلى به نام كربلا كشته خواهد شد)).

امام در پاسخ وى فرمود:((يا اُمّاه وَاَنَا اَعْلَمُ اَنَّى مَقْتُولٌ مَذْبُوحٌ ظُلْماً ...؛)) مادر! (فكر نكن كه از اين جريان تنها تو مطلع هستى ) خود من نيز بهتر از تو مى دانم كه از راه ظلم و ستم و از راه عداوت و دشمنى كشته خواهم شد و سرم از تنم جدا خواهد گرديد و خداوند بزرگ چنين خواسته است كه حرم و اهل بيت من آواره و فرزندانم شهيد و به زنجير اسارت كشيده شوند و صداى استغاثه آنان طنين انداز گردد ولى كمك و فريادرسى پيدا نكنند)).
آگاهى امام از حوادث آينده
از پاسخ امام به ((عمر اطرف )) و ((ام سلمه ))علیهاالسلام و از سخنان ديگرى كه به مناسبتهاى ديگر از آن حضرت نقل خواهيم كرد معلوم مى گردد كه آن حضرت به تمام آلام و مصائب وارده در اين حركت از اسارت خانواده و محل قبر خويش و جزئيات ديگر مطلع و آگاه بوده و ما اين آگاهى را فقط به ((علم امامت )) كه يك بحث كلامى است مستند نمى دانيم بلكه آگاهى حسين بن على عليهما السلام در اين مورد خاص گذشته از مساءله ((علم امامت )) به طريق عادى و به وسيله پدر و جد بزرگوارش نيز رسيده بود همانگونه كه عده اى از همسران و صحابه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ز موضوع مطلع و آگاه بودند و رهبر انقلاب و نهضت اسلامى در راه نيل به هدف و انجام وظيفه الهى و نجات اسلام و قرآن و مبارزه با مظالم و ستمگريها همه اين مصائب را با علم و آگاهى پذيرفته بود.

و به طورى كه اشاره نموديم سخن امام در پاسخ ام سلمه - با مختصر تفاوت - در چند كتاب حديثى و تاريخى نقل گرديده است (10)

منابع

1- طبرى، ج 7، ص 216 - 218. ابن اثير، ج 3، ص 263 و 264. ارشاد مفيد، ص 200.مثيرالا حزان، ص 10. مقتل خوارزمى، ص 182. لهوف، ص 19.
2- جريان بيعت گرفتن براى يزيد كه به وسيله معاويه انجام گرفت و از بزرگترين جنايات تاريخ اسلام است ، در جلد 10 كتاب پرارج ((الغدير)) مشروحا آمده است .
3- ((زرقا)) مادر بزرگ مروان است كه از زنان بدنام دوران خويش بود.
4- لهوف، ص 20. مثيرالاحزان، ص 10. مقتل عوالم ، ص 53. مقتل خوارزمى، ج 1، ص 185.
5- مكاسب شيخ انصارى ، فصل حرمت معاونت به ظالمان .
6- مقتل خوارزمى، ج 1، ص 186. مقتل عوالم، ص 54.
7- همان مدرك .
8- لهوف ، ص 23.
9- خرائج ، ص 26، مدينة المعاجز، ص 244.
10- خرائج، راوندى، ص 26. مدينة المعاجز، بحرانى، ص 244. اثبات الوصيه، ص 162. بحارالانوا، ج 44، ص 331.

 

 

نظرات

ارسال نظر

ایمیل شما قابل مشاهده عموم نخواهد بود